تبليغاتX
محسن افشانی محسن افشانی

درباره ی ما


سلااااااااااام به همه ی دوستای گلم و یه سلااااام مخصوص هم به همه ی طرفدرای گل و مهربون محسن افشانی عسیسم........من غزل هستم 15 ساله و این وبلاگ کوچولو رو پیشکش میکنم به محسن افشانی عسیم که تو یه روز بهاری اومد و به هممون مفهوم نوجوونی را یاد داد.....به هممون فهموند که این روزا حال و هوات بهاریه...نوجوونی فصل بی قراریه..!
من از طرفدرای خیلی خیلی خیلی 2 اتیشه ی محسن افشانی هستم و واستون لحظه های قشنگی رو تو وبلاگم ارزو میکنم.....

ارتباط با مدیر وبلاگ: doostane_nojavoon@yahoo.com

×××نظر یادتون نره هاااااااااااااا×××

پیوند روزانه

ღღღمحسن افشانی عسیسمღღღ
ღღღسیاوش خیرابی عسیسمღღღ
ღღღکیوان ساکت افღღღ
عمو باربد

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


www.TakTemp.com


Main

My profileRegistration

Log out


محسن افشانی

فقط و فقط محسن افشانی
محسن افشانی در مراسم ترحیم پدر حسام نواب صفوی
موضوع:

مراسم در گذشت پدر بزرگوار حسام نواب نواب صفوي (سيد احمد نواب صفوي)  (21 شهريورماه )از ساعت 14 تا 15:30 در مسجد نور ميدان فاطمي برگزار شد .

در اين مراسم هنرمنداني چون : داريوش بابايان ، محسن افشاني ، شهاب حسيني ، بهزاد محمدي ، پرستو صالحي ، اصغر همت ، محمد شيري ، محمدرضا شريفي نيا ، مجيد شهرياري ، شيلا خداداد ، نيوشا ضيغمي ، نگين صديق گويا ، دانيال عبادي ، مجيد صالحي ، الهام حميدي ، بهنوش طباطبايي ، مهتاب كرامتي ، بهنوش بختياري ، ليندا كياني ،پوریا پور سرخ ، مهدي پاكدل ، سياوش خيرابي ، سارا خوئيني ها ، ليلا اوتادي ، علي معلم ، مهدي صبايي ، مختار صائقي ، رامسين كبريتي و ... حضور داشتنتد .

navvabsafavi0119936.jpg

 

navvabsafavi0481fbf.jpg

 

navvabsafavi02b413c.jpg

 

navvabsafavi0385303.jpg

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/06/22|

عکس
موضوع:

سلام به همه ی دوستای خوبم

ببخشید دیر اپ کردم

لینک دانلود تصادف محسن محسن افشانی از زبون خودش توسط سایت سیمای ایرانی :

http://www.4shared.com/download/130136307/78a46ee3/Mohsen_Afshani_SimayeIraniCom.html

اینم چند تا عکس:

اولیش از وبلاگ پریا جون

 

32243189c.jpg

 

parantezbaz208ed4bc.jpg

 

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/06/22|

موضوع:

سلام به همه ی دوستای گلم

اینم جدیدترین عکسا از محسن جووووووووووون از سایت سیمای ایرانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خیلی ناز شده.......من یکی که مردم!!!!!!!!!!

نظر یادتون نره

بای بای

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/05/25|

جوابیه محسن افشانی به ایمیل های هواداران
موضوع:

سلاااااااااااااااااام به همه ی دوستای گلم

خوبین؟

این عکس جوابیه محسن جون به هواداراشونه اونایی که به محسن جون ایمیل زدن حتما این عکس واسشون فرستتاده شده ولی من واسه کایی که ایمیل نزدن این عکسو گذاشتم

ببینید....بخونید و کیف کنید:

Image and video hosting by TinyPic

حتما واسم نظر بذارید منتظر نظراتون هستم

بای بای 

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/05/20|

مصاحبه ی محسن افشانی و خوانوادش بامجله ی خانواده
موضوع:

 سلااااااااااااااااااام به هم ی دوستااای خوبم.......

این عکس گفتگوی اینترنتی محسن جون با هواداراش در تاریخ ۱۴/۵/۸۸ از سایت سینمای ایرانی:

اینم مصاحبه ی محسن جون و خوانوادش با مجله ی خانواده

منبع عکس:وبلاگ سارا جون

***در ابتداي ورودت به طور مستمر سر کارهاي مختلف بودي اما الان مدتي است که خبري از شما نيست چه ميکني؟
اين اتفاق به چند علت رخ داده است٬ يکي اينکه درگير کارهاي دانشگاه بودم و بعد اينکه منتظر بودم کار خوبي پيشنهاد شود. البته بي کار هم نبودم. بعد از يک وقفه کوتاه دو ماهه ،سر کار عباس رافعي که اثر 35 ميليمتري به نام «کيميا و خاک» بود رفتم و در کنار امير آقايي٬ حامد بهداد٬ آزيتا حاجيان و سياوش تهمورث و...ايفاي نقش کردم. بعد سر کار مهدي فخيم زاده (سريال بازپرس) رفتم.

***تجربه کار با فخيم زاده چه دستاوري برايت داشته ؟


بسيار عالي بوده ، به طوري که ايشان اجازه داد مدل گريمم رو خودم به خانم مهين نويدي پيشنهاد بدهم. البته آقاي فخيم زاده عقيده ي خاصي دارد. او معتقد است بازيگرها بايد باشگاه بروند و اکشن بازي کنند. فخيم زاده خودش هم تابع گفته خودش است و کاملا اکتيو است. قبل از همکاري با ايشان همه مي گفتند کار با مهدي فخيم زاده سخت است و او پرخاشگري ميکند ، وقتي هم که سر کارشان رفتم پرسيد که از من چي شنيده اي؟!  من هم بدون ريا گفتم که اين طور شنيدم و او فقط خنديد.

***فخيم زاده هماني بود که درباره اش شنيده بودي؟


زماني که وي زياد اذيت شود يک مقدار جدي مي شود وگرنه بودن در کنار ايشان واقعا لذت بخش و جذاب است.

***ظاهرا در جايي گفته اي که با کار اجرا ،کلا خداحافظي کرده اي. اين حرف درست است؟


نه٬ اين گفته آنقدرها هم جدي نيست! در شبکه جهاني جام جم هر برنامه اي به من پيشنهاد شود اجرا مي کنم چون داخلي نيست اما در برنامه هاي داخلي فقط اجراي برنامه هاي خاص را مي پذيرم.

***علت توقف توليد پروژه ((حادثه در بزرگراه)) چه بود؟


بودجه براي ساخت يک سريال به آن عظمت کم بود. بودجه آن کار يک ميليارد بيشتر نبود در صورتي که اگر بيشتر بود چون کار وسيع بود بسيار خوب ديده مي شد .

***از ماحصل کارهايي که تاکنون انجام داده اي چه قدر راضي هستي؟

مدتي قبل نزد حسين سهيلي زاده (کارگردان ترانه مادري) بودم وي به من گفت: تله فيلم هايي که کار کرده اي خيلي ضعيف بوده است. البته من خودم نقش هايم را دوست داشتم چون متفاوت بودند اما گويا بزرگان اين عرصه توقع بيشتري از من دارند.

***دوست داري در جايگاه سوپر استار قرار بگيري يا يک بازيگر تجربه گر با نقش هاي متفاوت؟


خب ما سوپراستاري داريم که نقش يک بازيگر تجاري را هم دارد و چنانچه در هر فيلمي بازي کند تهيه کنندگان از آن فيلم توقع فروش دارند که البته معمولا هم آن فيلم ها فروش مي کند. اما بازيگري داريم با جنس بازي عالی که هم اعتبار دارد و هم به کار ارزش مي دهد و همه دوستش دارند. من اين نوع بازيگري را بيشتر مي پسندم.

***قبلا گفته بودي که پس از چهارسال بازيگري را کنار ميگذاري! الان دو سال گذشته. درست است؟


بله و من همان ۴-۵ سال ديگر کار بازيگري را کنار ميگذارم.

***شما در هر مصاحبه ات همين را مي گويي! حکايت پرتقال فروشه ؟!

نه.  خب پس اينطوري ميگويم که من بازيگري را چندين سال ديگر که زياد هم نيست کنار ميگذارم و مي چسبم به درسم. راضي شديد !!

***دانشگاه کجا قبول شدي؟


من دانشگاه يزد قبول شدم (بافق) و با کلي زحمت موفق به گرفتن مجوز انتقال به تهران شدم. آنقدر که به خاطر دوندگي هاي گرفتن مجوز داشتم از دانشگاه زده مي شدم. اما خدا را شکر درست شد.

***خاطره اي از اولين روز دانشگاه داري؟

بله من اولين کلاسي که رفتم ، کلاس فيزيک بود. تقريبا اغلب دوستان با چهره ي من آشنا بودند و از من سوال مي پرسيدند. من هم براي بهتر فهميدن درس رفتم انتهاي کلاس ،کنار خانمي که در رديف آخر بودند نشستم. ايشان خانم محترمي بود بنابراين فکر کردم که ميتوانم به دور از هر صحبت و سوالي به درس گوش بدهم. وقتي معارفه شروع شد من که رسيد تا آمدم اسمم را بگويم همان خانم که کنار من بود با صداي بلند و با خنده و با لحني طنز گونه گفت: استاد مجري بوده. مجري برنامه کودک! و همه خنديدند. آن لحظه ياد « پويا نظري»  افتادم که گوشه کلاس مي نشست و همه دستش مي انداختند.

***تجربه دانشگاه در کنار مشغله کاري برايت سخت نيست؟

چرا .خيلي سخت است چون دارم دو تا هندوانه را يا يک دست بر مي دارم. اما خب بايد پاي لرزش هم بنشينم ديگر خربزه اي است که خورده شده ...

***اگر يک بيليونر بودي با پولهايت چه مي کردي؟

يک اتوموبيل هيوندا کوپه ميخريدم. براي بقيه اش هم فکري نکرده ام! البته به خوراکي و لواشک! و... خيلي چيزها علاقه دارم.

***در هنر چه قدر متکي به حمايت هاي پدر و مادر بوده اي؟ 


اوايل به صورت صد در صد هيچي چون يادم مي آيد که درسم خيلي خوب بود اما پدرم دایم بهانه مي کرد که شش ماه ميروي تمرين ميکني که همش 2 بار اجرا بروي در حالي که از درس هايت عقب مي افتي. اما به محض اينکه اولين تصويرم روي آنتن رفت بابام شد فرشته مهربان و زير بالشم پول مي گذاشت و...

***وقتي براي فيلمبرداري يا کاري به سفر ميروي بيشتر دلت براي چه کسي تنگ ميشود؟

براي خانواده ام ٬ براي همشون.

***عيد امسال از پدرت چه هديه اي گرفتي؟


عيدي امسالم با کادوي تولدم يکي شد! چون عيد منزل نبودم پدرم يک هديه به همراه تراول چکي به مبلغ 50 هزار تومان برايم فرستاد البته نه مثل پارسال به زور! آنها خودشان بهم هدیه دادند.  اين را هم بايد اضافه کنم که زحمت کارت سوخت اتوموبيلم را هم پدرم مي کشد!

***در منزل شما چه کسي حرف اول و آخر را ميزند؟

پدرم

***يعني در منزل شما مرد سالاري وجود دارد؟

مادر محسن: نه در منزل ما حق سالاريه!

***سال 1393 محسن چه شرايطي خواهد داشت؟

آن زمان من 25 سالم تمام ميشود و کت و شلوار دامادي تنم مي کنم!

***شما اصالتا کجایی هستید؟

گلپایگان

***زباله ها را در منزل شما چه کسی بیرون می برد؟

تا پارسال من می بردم٬ بعد که قضیه سنگین تر شد بابام نگذاشت من ببرم٬ اما قبل از آن موضوع بردن زباله دم در نقطه ضعف من بود  و خواهرم هر وقت می خواست سر به سرم بگذارد میگفت که بابا گفته: محسن زباله ها را بذاره دم در ! از این کارش خیلی حرص می خوردم!

***یک خاطره از هر زمانی که دلت میخواهد بگو...

یادم می آید زمان مدرسه مرا تا کلاس پنجم کچل میکردند که خیلی بدم می آمد. سال آخر نسبت به این این موضوع به پدرم معترض شدم که او گفت: مدرسه راهنمایی بروی دیگر کچلت نمی کنند. نشون به اون نشون که تا سال سوم دبیرستان کچلم کردند! بعد هم آمدم زرنگی بکنم و در سال آخر از دفتر آقای مصطفوی نامه گرفتم که کچلم نکنند٬ چون تئاتر کار میکردم رفتم دبیرستان و پیش مدیر٬ او گفت این حرف ها نیست و کاری کرد که من همان فردا صبحش کچل کردم٬ مدیر مدرسه مان گفت: اگر تابع این صحبت ها شوم که دیگر جواب این همه دانش آموز را نمی توانم بدهم.

***قشنگ ترین جمله ای که اخیرا شنیدی چی بوده؟

من اونی هستم که تو رو از همه بیشتر دوست داره!

***بزرگترين آرزوي محسن براي پدر و مادرش؟

(باخنده)  اينکه يک هيوندا کوپه برايم بخرند٬ دل بابام گنده تر شه و دماغش چاق تر٬ خواهرم هم انشاا... يک شوهر خوب پيدا کند و يکي بيايد ببردش که راحت بشيم!

***خب اگر اجازه بدهي با والدينت و همچنين خواهرت هم گپي بزنيم.


خواهش مي کنم. من هم شنونده حرف هايتان خواهم بود.

 

گفتگو با حسين افشاني (پدر محسن)

 

***مهمترين اصل در خانواده ي شما؟

صادق بودن و ياد خدا

***شما وقتي همسن و سال محسن بودي دغدغه تان چه بود؟

من از12 سالگي کار ميکردم و خواسته هايي داشتم اما توقعاتم مانند امروزي ها اينقدر بزرگ نبود٬ البته موقعيت آن زمان با حالا خيلي فرق کرده است٬ الان جوان ها خيلي راحت هستند و همه نوع امکانات دارند اما با اين حال هنوز قانع نيستند.

***از کودکي محسن چه چيز بارزي به خاطر داريد؟

محسن تا 13 سالگي خيلي شيطون بود ٬خيلي زياد٬ طوري که وقتي جايي ميرفتيم آنقدر شيطنت ميکرد و دلقک بازي در مي آورد که ما مخفيانه از آنجا خارج ميشديم! يعني او با ما نبوده است!! (محسن ميگويد بنويسيد که دايي ام يادم مي داد!)

***شغل شما چيست؟

در زمينه ي صنايع چوب و دکوراسيون داخلي فعاليت ميکنم (محسن: من ميگويم يک باشگاه بيليارد بزند چون خودم هم دوست دارم)

***شما چه قدر با نظر محسن موافق هستيد؟


بزرگترين حسن انجام خواسته اش آن است که بيشتر مي بينمش و وقت اضافه اش در کنار خودمان است.

***از آشنايي تان با مادر محسن مي گویید ؟

ايشان از اقوام ما هستند...

***چند سالگي ازدواج کرديد؟

25 سالگي. آن زمان وقتي به من گفتند ميخواهيم برايت زن بگيريم من از خجالت سرم را زير پتو قايم کردم. ماشاا...الان حتي جوان 16 ساله خيلي صريح ميگويد که من زن مي خوام !

گفتگو با مادر محسن افشاني

***از اينکه محسن بازيگر شده چه حسي دارید؟

من و پدرش اوايل خيلي مخالف بوديم چون اکثرا سر کار بود وکار داشت و دیر می آمد بنابراین نگرانش می شدیم. اما حالا که موفقیتش را می بینیم و اینکه او خوشحال است خیلی راضی هستیم .

***محسن در کار منزل به شما کمک ميکند؟

او اصلا خانه نيست که بخواهد کمک کند! اگر هم باشد خودم شخصا ازش نمي خواهم کاري برايم انجام بدهد. البته وقتي دست تنها باشم و خواهرش هم نباشد و مهمان داشته باشيم محسن نشان داده که از عهده ي کارهاي خانه بر مي آيد.

***شما چه انتظاري از محسن داريد؟

اينکه براي خانه وقت بيشتري بگذارد.

***محسن شما را اينگونه توصيف کرده که مادرم مانند نودال صدا و سيما عمل مي کندو کارهايم را ضبط می کند.دلیل شما برای چنان کاری چیست؟

تمام آثار او قسمتي از خاطراتش است که در آينده برايش ارزشمند خواهد بود و من براي خودش همسرش و فرزندش آنها را جمع آوري مي کنم.

***خصوصيات محسن بعد از ورودش به عرصه هنر تغيير کرده؟

بله او خيلي جدي تر شده است.  محسن قبلا خيلي شيطنت داشت و اکثر مسائل را به شوخي ميگرفت اما الان پخته تر شده و عاقلانه تر عمل ميکند.

***اولين کلمه اي را که محسن بعد از به حرف آمدن گفت يادتان است؟

من هنوز صداي ضبط شده او را دارم. يادمه گفت: بابا! البته شايد براي شما جالب باشد که بگويم وقتي محسن راه افتاد نشسته خودش را روي زمين ميکشيد و راه ميرفت. اکثر بچه ها ابتدا چهاردست و پا راه مي روند. اما محسن آنگونه راه افتاد.

***غذاي مورد علاقه محسن چيست؟

قورمه سبزي و شامي هاي مادربزرگش. او قارچ و فلفل دلمه و پياز و بادمجان و کدو را هم در غذا دوست ندارد.

***ارتباط محسن با پدرش بيشتر است يا شما؟

با هردوي ما رفيق است.

 

گفتگو با سمیه افشانی (خواهر محسن)

 

*شما متولد چه سالي هستي و در چه رشته اي تحصيل ميکني؟

متولد 1363 و رشته تحصيلي ام زبان انگليسي است.

 

*تا به حال شما جلوي دوربين رفته ايد؟

۴- ۵ سالپيش گروهي ميخواستند فيلمي کوتاه بسازند و از من دعوت به همکاري کردند و که من هم بازيگري را تجربه کردم. اما از عهده آن نميتوانم به خوبي بر آيم چون خجالتي ام!( محسن: خواهرم در آن فيلم اينقدر زير پوستي و دروني بازي کرد که ديگر بعد از آن کار علاقه اي به بازي نشان نداد!)

 

*به عنوان خواهر بزرگتر چقدر به محسن مشاوره مي دهي و کمکش ميکني؟

خب هر موقع که احتياج به کمک داشته باشد با هم صحبت و مشورت ميکنيم. (محسن: ناگفته نماند که پولش رو هم ميگيره!)

*يک خاطره مشترک از زمان کودکي تان با محسن برايمان بگو.

بهترين تفريح ما در روزهاي پاياني سال شمردن خريدها بود. اينکه چيزي از قلم نيفتاده باشد. حتي با چراغ قوه در تاريکي هم آن کار را ادامه مي داديم تا مبادا اشتباهي رخ بدهد. زماني هم که دعوايمان ميشد هر چه دم دستمان بود به طرف هم پرت ميکرديم. از لوله جارو برقي گرفته تا دمپايي روفرشي!

*عمولا کدامتان بيشتر خريد ميکنيد؟

محسن٬ البته تا  ۴-۵ سال پیش من رکورددار بودم اما حالا محسن بیشتر خرید می کند.

 

*وقتي دعوايتان ميشود کدام تان مغلوب مي شويد؟

خب٬ من ديگر...

*به عنوان سوال آخر به ما بگو که شما زياد با هم بحث ميکنيد؟

قبلا خيلي. اما حالا آنقدر يکديگر را کم ميبينيم که دلمان براي هم تنگ ميشود و مجالي براي بحث نمي ماند.

دوستون دارم خیلی زیاد......

نظر فراموش نشه.......

بای

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/05/17|

عکسهای جدید محسن جون
موضوع:

سلااااااااااااااااااام به همه ی دوستای بامعرفتی که تو این مدت منو تنهانذاشتن و واسم کامنت گذاشتن

ببخشید من خیلی دیر اومدم ولی اومدم که بمونم یه وقت فکر نکرده باشید که من مردم بس که دیر اومدم!!!!!!!!!!!!!

الانم اومدم ولی اخبار زیاد جدیدی ندارم همون عکسایی که مطمئنم دیدین ولی خب گذاشتم واسه اینکه بگم من دوباره اومدم امیدوارم منو فراموش نکرده باشید ..........

اینم عکسای نه چندان جدید از محسن جون:

 

 

 

اینم عکسای برنامه ی محسن جون توی شیراز شب اول:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شب دوم:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسهای محسن با بعضی از هنرمندای دیگه از سایت سینمای ایرانی:

 

 

 

 

محسن افشانی و دایی بهنام در برنامه ی روز جمعه ۲۶/۴/۱۳۸۸:

 

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/05/17|

عکس از سیاوش خیرابی
موضوع:

30gbiez80cp3nt8x3wlh.jpg

6e8xs4vfhaucgzup579.jpg

ادرس وبلاگا روشون نوشته شده ولی من از وبلاگ فرزانه جون برداشتم....

نظر یادتون نره....

بای

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/02/16|

عکس جدید
موضوع:

یه سلام آلبالویی به همه دوستای باحالی که به یاد من هستن و نظر میدن.....

دلم برای همتون یه ذره شده بود.....

با یه آپ توپ اومدم با چند تا عکس و خبرای جدید جدید از محسن  جووووووووووووووون.....  

 

          مجموعه بازپرس کلید خورد


بازپرس عنوان جدیدترین مجموعه تلویزیونی مهدی فخیم زاده است که این روزها مراحل تصویربرداری خود را در تهران پشت سر میگذارد...

مدیر روابط عمومی پروژه تلویزیونی..بازپرس..اعلام کرد : فخیم زاده ساخت ششمین سریال تلویزیونی خود را از ۲۵ اسفند ماه در لوکیشنی در تهران شروع کرده است. این مجموعه مضمونی جنایی-پلیسی دارد که پیدا شدن جسدی در یک مجتمع مسکونی اتفاقاتی را در آن رقم میزند.

*تصویر برداری این سریال تلویزیونی به مدت ۱۰ ماه به طول می انجامد و با پایان یافتن این مرحله تدوین پروژه آغاز خواهد شد*

 این سریال روایتگر ۴ خانواده و مشکلات و معضلات روحی و روانی انهاست که در ۲۶ قسمت ۴۵ دقیقه ای به تهیه کنندگی رضا انصاریان در گروه فیلم و سریال شبکه ۲ تهیه و تولید میشود.

محسن افشانی در سریال بازپرس یکی از ساکنان ساختمان است که با خانواده ی خود زندگی میکند....

بازیگران مجموعه بازپرس:محسن افشانی...بهرام ابراهیمی...لیلا برخورداری...محمود پاک نیت...اردشیر تفتی...عمار تفتی...امیررضا دلاوری...نفیسه روشن...لیدا عباسی...رویا نونهالی...ساعد هدایتی...میلاد یزدانی...نیره سادات رضاپور...مهدی میامی...آشنا محرابی...سامره رضایی...صابر تاتاری...کیوان تقی زاده...علی زرینی...فرهاد شریفی...شروین رفیعیان...رانا قیصر نژاد...و...

مرسی از تبسم و پارمیدا

 

    مجموعه ی کیمیا و خاک کلید خورد 

از وبلاگ فرزانه جون...

 

 

نمیدونم از وبلاگ کیه ولی مال هرکی هست دستش درد نکنه!

از وبلاگ فرزانه جون...

بچه ها من دیگه نمیتونم زیاد بیام اینترنت اخه امتحانامون کم کم شروع میشه مامانم قدغن کرده کامپیوترو!!!!!!!!

فدای همتون...

منتظر نظراتون هستم هااااااااااا

بای بای

 

 

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/02/16|

سلاااااااام
موضوع:

سلااااااااااام به دوستای خودم که دلم خیلی براشون تنگ شده بود....

به خدا میخواستم واسه تولد محسن جووووون یه تولد بگیرم ولی هر وقت واسه یه کاری برنامه ریزی میکنم یه اتفاقی میافته که تموم برنامه هامو میریزه بهم....!!!!

در هر صورت با اینکه میدونم خیلی خیلی دیر شده ولی بازم میگم:

*****محســــن جووووووووووون تولــــدت مبـــارک******

یه آســـــمون گلــــهای یــــــاس و پیچــــک...

یه دریـــا عشـــق و اشـــتـــیــاق و پـــولــک...

یه حس عاشقونه و یه قــلب پاک و کوچک....

میخواد بگه محـــسـن جــونم تولدت مبارک....

ببخشید که خیلی دیر اپ کردم الانم خبری واسه عرض ندارم اومدم که با خودتون فکر نکنید من مردم...!یه وقت نگید غزل چقدر نامرده...!

ببخشید به محض اولین خبر اپ میکنم.......

راستی یکی از دوستام بهم گفت من تو یه مجله ای خوندم که نوشته بود یکی از بازیگرای نوجوون که قبلا مجری شبکه یک بوده و با یه کاری که مثه توپ صدا کرده معروف شده به دلیل اینکه با عوامل یکی از برنامه هاش یکی از فیلمایی که بازی میکرده تو پشت صحنه دعواش میشه ممنوع الکارش میکنن.....گفت فکر کنم منظورشون محسن بوده....!!!

البته اون دوستی که اینو به من گفت اصلا قابل اعتماد نیست بعد نرید بگید غزل گفته محسن ممنوع الکار شده چون ۹۹/۹۹٪ شایعه اس ولی در هر صورت گفتم که شمام بدونید پشت سر محسن جوووووون چه چرندیاتی میگن ....

محسن به اون با اخلاقی با ادبی اخه با کی دعواش میشه...!؟

واقعا که...

نظر یــــــــــــادتون نره

منتظرتونم

بای

 

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |88/01/25|

مصاحبه محسن افشانی در مجله ی خانه و خانواده
موضوع:

سلااااااااااااااااااااام به همه ی دوستااااااااااااااای گل خودم…..

ببخشید که من اینقدر دیر اپ کردم اخه گرفتاریا زیاده کمتر میتونم بیام نت….

راستی من دارم پس فردا (سه شنبه) میرم مسافرت پیشاپیش سال 88 رو به همه ی دوستااااااااااااای گل و ناز و مهربون و باحال خودم تبریک میگم و اعلام میکنم که این اخرین اپ من در سال 87 هست…….

*

*

*

مصاحبه ی مجله ی خانه وخانواده رو براتون گذاشتم::

*

*

*

قسمت اول::

 

محسن افشانی بعد از اجرا و بدون هیچ سابقه بازیگری به این عرصه راه یافت یا...

   من اردیبهشت سال 13۸۳ توسط یکی از بستگانم برای دیدن یک تئاتر رفتیم قبل از آن ما در سیزده بدر یک دیگر را دیده بودیم و قرار رفتن به تئاتر  از ان روز گذاشته  شد . ان روز من از دیدن نمایش خوشم آمد. تا قبل از ان هم به هیچ وجه فعالیت جنبی نداشتم تنها زبان انگلیسی و درس های دبیرستانم را می خوندم

                            پس تو هم  یک جورایی کارت را با تئاتر شروع  کردی؟ 

  بله حدود یکسال و نیم تئاتر کار می کردم در واقع با سه چهار گروه فعالیت می کردم  در یک گروه با خانم کریمی بودیم و نمایشی به نام" ملکه زیبای لینین"  را اجرا می کردیم جالب است بدانید داوران ان جشنواره خانم منیزه میر محامدی و اقای امیر دژکام (بازیگر نقش پدر من در سریال " ترانه مادری") بودند.من آن کار را  خیلی دوست داشتم ولی ان داوران کار ما را رد کردند. ما نمایش را برای دانشجویان دانشگاه هنر و معماری اجرا کردیم همانجا گویا یکی از بچه ها با تدوینگر برنامه"  آستانه " اشنا بود و من را به برنامه معرفی کرد و.... 

     و همان نمایش عامل حضور تو در برنامه " آستانه"  در مقام مجری شد؟

  نه در ابتدای کار آقای مختار زاده که کارگردان ان برنامه بودند مرا برای بازی در آیتم های برنامه می خواستند به هر حال ایده ال بچه های تئاتری این است که روزی از بازی روی صحنه تئاتر به تلویزیون راه پیدا کنند ، من پذیرفتم و رفتم من تا ان روز برنامه استانه را ندیده بودم و حتی نمی دانستم برنامه ترکیبی چیست؟! یک زمان بخش هایی از " نیم رخ"  را دیده بودم و چیزی هم از ان در خاطرم نمانده بود حدود یک ماه در میان برنامه های" آستانه"  بازی کردم تا اینکه اقای ختار زاده روزی به من گفتند اگر بخواهی اجرا کنی ما می توانیم تو را کمک کنیم و... در همان برنامه من کم کم ایتم های کوتاه را اجرا می کردم ، پیام فرهنگی استانه ، رادیو استانه خبر گذاری استانه و...                                              

 از چه زمانی به عنوان مجری یک برنامه فعالیتت اغاز شد؟؟       

   در ابان ماه سال 13۸۶ به همراه خانم ندا واشیانی پور یک روز در میان اجرای برنامه می کردیم. باعث افتخار من بود که با سن و سال پایین مجری یک برنامه ی پر مخاطب شدم.من اصلا فکر نمی کردم آن برنامه و وله هایی (میان برنامه) که من بازی می کردم دیده شود اما واقعا دیده می شد.              

    تا چه زمانی تنها در برنامه "آستانه" مجریگری کردی؟   

                   من تا اخر ۸۶ مجری ان برنامه بودم.                            

      و از کی به عنوان بازیگر جلوی دوربین رفتی؟         

   دی ماه سال 13۸۶ بود که از من برای بازی در سریال کاراگاهان به کارگردانی اقای لبخنده دعوت شد. من در اپیزود بازیگر نقش اصلی بودم.     

                و سریال کار اگاهان اولین سریالی بود که بازی کردی؟                   

                             بله.                            

با معرفی چه کسی و با چه واسطه ای برای بازی در این سریال معرفی شدی؟   

 از طریق دوستانی که داشتم به دفتر های سینمایی و سریال سازی معرفی می شدم، آن زمان تئاتر هم کار می کردم. من دی ماه در ان سریال بازی می کردم ولی خرداد ماه روی انتن رفت    

  تو در برنامه بوم سفید هم سابقه اجرا داری...

  بله در همان دی ماه بود که آقای کامیار اسماعیلی تهیه کننده برنامه" بوم سفید"  که در حال حاضر در شبکه جام جم ۱ و ۲ در حال پخش است با من تماس گرفتند. در ابتدا قرار بود من به همراه خانم امینی فر و شاهین شرافتی (اقای بوم بود) برنامه را اجرا کنیم من پیشنهاد دادم کیوان ساکت و خانم کائین هم بیایند و ما تبدیل شدیم به ۲ مجری خانم و ۲ مجری اقا  البته بعد ها ارسیا صنعتی و عباس غزالی هم اضافه شدند . بعد از اینکه من رفتم خانم عاملی به برنامه اضافه شدند. برنامه " بوم سفید"  در زمان خودش خیلی صدا کرد چون دست ما باز بود و یک بخشی از برنامه را هم حتی خودمان بودیم . مسابقه تئاتری در انجا به من و کیوان کمک زیادی کرد، جا دارد اینجا اشاره کنم کیوان هم برای کار " راه شیری"  اقای مقدم قرار داد بسته است.   

تا چه زمانی سر برنامه بوم سفید بودی ؟

من حدود 10 ماه تا آبان ماه سر آن برنامه بودم . راستش نمی خواستم 10 ماه سر آن کار باشم ،من از عید شش ماهه قرار داد بسته بودم ولی مجبور شدم تا برج هشت سر آن کار بروم.آن برنامه مخاطب خوبی داشت و حتی گاهی حس می شد "بوم سفید " روی دست تمام برنامه های جام جم زده است. البته قبل از این حرف ها آقای میرکیانی مدیر وقت گروه کودک شبکه یک سیما که من و کیوان را با هم آشنا کرده بود شرایطی را مهیا کردند تا ما برنامه مادوتا را اجرا کنیم، ما ده پانزده برنامه زنده اجرا کردیم و وقتیکه دیدند برنامه مخاطب دارد به شکل منظم تری اجرا شد طوریکه قرار شد ما نود روز فصل بهار را با عنوان سلام بهار به شکل زنده اجرا کنیم ، آن برنامه هم خیلی خوب و پرتماشاگر بود، اما به دلیل مشکلات فراوان و امتحانات بچه ها ،شصت اجرا کردیم و من به شکل کامل از گروه کودک و نوجوان فاصله گرفتم و هرگز هم برنگشتم ....

تا اینکه برگشتیم به سریال ترانه مادری که ستون زندگی محسن افشانی بود؟

بله، ترانه مادری از پانزدهم اردیبهشت اتفاق افتاد.

گویا محمد حمزه ای (دستیار کارگردان) تو را به آن پروژه معرفی کرد؟

بله قرار بود من با محمد سر برنامه "سلام سرهنگ" که البته بعدها به "سلام " تغییر نام پیدا کرد همکاری داشته باشیم که آن اتفاق نیافتاد ، تا حدود دو سال بعد محمد خبر داد که آقای سهیلی زاده تصمیم دارند سریال  "ترانه مادری " را کار کنند! من رفتم دفتر آقای محمدی و مهام (تهیه کننده). آقای حاتمی بازیگردان کار و کارگردان هم آنجاحضور داشتند.

و بلافاصله تو برای نقش پویا نظری در این سریال انتخاب شدی ؟

جالب است درمورد انتخاب بازیگر این نقش ، آقای حاتمی گفتند: "در پس زمینه ذهن من تو بودی چون کارهای تو را قبلا دیده بودم. " گویا به اتفاق نظر رسیده بودند که این پسر مجری است و صلاح نیست که این نقش را بازی کند! سرانجام پس از کش و قوس های فراوان و تلفن هایی که دوستان دیگر به من می زدند ، با من تماس گرفتند و گفتن بیا ! من بعدها شنیدم که سه چهار گروه مرا به این پروژه معرفی کردند. سرانجام قسمت شد من از میان هفتاد هشتاد پسری که تست داده بودند برای نقش پویا نظری آماده شوم! گویا من و برادرزاده آقای سهیلی زاده به فینال رسیده بودیم که خدا خواست و این نقش قسمت من شد.

برای بازی در اولین نقش جدی ات چقدر تلاش کردی و چگونه موفق شدی ؟ تو می توانستی با بازی بد در این نقش خیلی زود محو شوی و فردا جلوی دوربین رافعی هم برای یک فیلم سینمایی نروی ؟

بله ، دقیقا همینطور است. من در راه رسیدن به این نقش نمی توانم از کمک های مفید آقای حاتمی و البته خود آقای سهیلی زاده یادی نکنم.همان ابتدا من به همراه دیگر بازیگران جوان این سریال نشست های مفصلی با آقای حاتمی داشتیم . آقای سهیلی زاده هم توضیحات زیادی راجع به این نقش به من دادند. آقای محمدی و آقای بهبهانی نیا هم که نویسنده کار بودند توضیحات و راهنمایی های فراوانی برای من داشتند. در واقع شناسنامه این کاراکتر توسط نویسنده کار به من داده شد. جا دارد از اینجا به آقای بهبهنی نیا تبریک بگوییم که اینقد خوب شخصیت های این قصه را تراشیدند و در کنار هم به یک پرداخت خوب رسانده بودند. قطعا فکر بزرگی پشت این سریال داشتند.

قبول کن تو با اجراهای زنده ای که در برنامه های مختلف داشتی به اندازه حضور در این سریال دیده نشدی، در واقع محسن افشانی با پویا نظری گل کرد ؟

بله قبول دارم ، رضایت هشتاد درصدی مخاطب از سریال "ترانه مادری " عامل موفقیت و دیده شدن من و داداشم سیاوش عزیز بود ...

*

*

*

*

قسمت دوم::

محسن افشانی : من طرفدار پروپاقرص پرسپولیس هستم.

قسمت دوم گفتگوی ما با محسن افشانی تا حضور او در مجموعه ترانه ی مادری که باعث

شناخته شدن او در عرصه ی بازیگری هم شد ! خود او هم قبول دارد که حتی حضور های

 مختلف او در مقام مجری  و در برنامه های مختلف به اندازه پویا نظری در ترانه مادری در دیده

شدن او نقش داشته اند و او در گفتگویی نوروزی با خانه و خانواده  به ناگفته هایی اشاره

کرده که شاید تابحال از او نشنیده باشید:

 

بلافاصله بعد از سریال ترانه ی مادری پیشنهاد چند سریال هم داشتی اما یکی دو تله فیلم کار

کردی؟

بله من رفتم سرکار ضامن اقای منوچر هادی که سه بار هم پخش شد.بعدش هم رفتم سرکار  ماهی کوچولو ها دعا میخوانند که ان کار را خیلی دوست داشتم.

وکار بعدی "ماهی کوچولو ها دعا میخوانند"....

بله، من در انجا یک بچه ی جنوبی هستم با موهای فرفری و البته با لهحه خیلی ان نقش را دوست داشتم

چرا که جایی بود تا بتوانم  خودم را محک بزنم....

خودت که اهل جنوب نیستی؟

نه، ولی خداروشکر روی اکثر لهجه ها مسلط هستم.

روی لهجه ها قبلا کار کردی؟

نه،ولی به مدد تئاتر من خیلی کار ها را یاد گرفتم.

نمیخواستی یک مدت کار نکنی تا جایگاهت در سریال ترانه ی مادری حفظ شود؟

نه,میخواستم کار اجرا نداشته باشم.

یعنی الان کار اجرا را کنار گذاشته ای؟

من داستان اجرایم را الان برای شما تعریف میکنم. از همان زمان اوایل  که قرار بود ترانه مادری را شروع کنیم میخواستم اجرا را کنار بگذارم, چون ایده ال من بازی بود و به ان راه پیدا کرده بودم.  همان اوایل کار اجرا فهمیدم که اجرا یک عامل باز دارنده است برای بازیگری . ادمی که مجری میشود هرچقدر قوی باشد بر بازیگری اش ضربه میخورد یکی را باید انتخاب کرد یا اجرا یا بازیگری... این مساله باعث میشود تو برای مخاطب غیر قابل باور شوی از سر ترانه مادری میخواستم دیگر اجرا کار نکنم  که اقای اسماعیلی اجازه ندادند (با تاکید میگوید) البته قرارداد هم داشتم اما سرانجام به زور ان هم به زور قرار داد ماندم!

بعد از ترانه مادری پیشنهاد اجرا داشتی؟

چرا اقای محمدی بعد از ترانه مادری به من گفتند  اقای پور محمدی فرموده اند که شما برای ماه رمضان هیچ ماری را قبول نکنید ما یک کار داریم ! گفتم شاید دوباره یه سریال باشد و .... ما با اقای زاهدی قرار گذاشتیم و رفتیم انجا و دیدیم همان موقع بحث قرار داد پیش امد و گفت برنامه ماه رمضان امسال دست شماست!

و واکنش محسن افشانی؟

من گفتم اصلا این برنامه مال من نیست ! اصلا ان فضا مال احسان علیخانی است , مال فرزاد حسنی است . اجرای من سرحال و شاد است. این برنامه جای شوخی ندارد ان زمان با خیلی از پیشکسوتان خودم مشورت کردم  در انتها به این نتیجه رسیدم که نروم.

اجرای برنامه بعد از بازی "در ترانه مادری"....

من فکر میکنم مخرب بود, بلاخره با تمام حرف ها و حدیث ها من رفتم, بعد از دوسه برنامه کار دستم امد و عادت کردم و یک جورایی مال خودم شد و حس کردم هیچ کم و کاستی در اجرای ان برنامه سنگین ماه رمضانی نداریم.

اجرا در ان برنامه بداهه بود یا نویسنده داشتید؟

خانم جلالی انجا نویسنده ما بودند , ایشان با توجه به سابقه ی رادیویی شان متن های شروع برنامه رو مینوشتند و گاهی از اتاق فرمان همکاری میکردند.

تا اینکه رسیدیم به حضور احسان علیخانی.

بله.

از قبل به تو گفتند که قرار است اجرای مشترک داشته باشید؟

بله.

و واکنش محسن افشانی در این قبال چه بود؟

من گفتم که احسان را خیلی دوست دارم و حتی به سبک اجرای او علاقه مند هستم , خیلی هم خوب بود از اول به شکل مشترک اجرا میکردیم, اما اگر اگر الان بیاید میگویند محسن افشانی ضعیف بوده. من میروم!

ماجرای احساساتی شدن شدن خودت  را هم در یک برنامه زنده تلوزیونی بگو.

(میخندد) الان تعریف میکنم! وقتی که احسان از خاطراتش تعریف میکرد یه لحظه حال من عوض شد. احسان هم یه مقدار گارد گرفت به هر حال او یک عقبه ای در این برنامه داشت. من هم قبول کردم اما بلاخره من هم دوازده برنامه اجرا کرده بودم ضمن اینکه تعریف کرد تو در برنامه ی سلام بهار خیلی با ان دوستت موفق بودی, اما  اگر من می امدم انجا.... منظور من این حرف امدن من در این  برنامه بود دیگر!   در صورتیکه شب آخری که من اجرا کردم حدود 500 هزار SMS  به برنامه رسید و دوشب اخر             (شب عید فطر) SMS  1750 به برنامه رسیده بود ! من روی انتن به خود احسان هم گفتم من از این ناراحتم که خوب اجرا کردم و سوتی ندادم اما دارم میروم شاید انتخاب من اشتباه بود! اما....من خودم رفتم سازمان 162 با مردم صحبت کردم (البته بدون اینکه خودم را معرفی کنم!) 90% نظر مردم این بود که سن مجری کم است خودم هم قبول دارم اما اکثر از برنامه راضی بودند! به هرحال خود احسان هم مشکل داشت که از وسط برنامه اضافه شود.

 

 

رفتن از ان برنامه چقدر به لحاظ روحی در تو تاثیر گذاشت؟

فقط همان روز! شاید باورتون نشه اما خوشحال بودم که بلاخره از گیر اجرا در رفته بودم!

و تو دیگر اجرا نخواهی داشت؟

در برنامه ی داخلی نه!

بلافاصله بعد از خارح شدن از ان کار  رفتی سر تله فیلم "ضامن" و تله فیلم "ماهی کوچولو ها دعا میخوانند"؟

بله, که هر دورا خیلی دوست داشتم.

و الان هم حضور سینماییت را با عباس رافعی تجربه میکنی؟

بله , این کار اولین فیلم 35 میلیمتری است که راجب انقلاب  قرار است ساخته شود و خوشحال هستم که با یک گروه کاملا حرفه ای کار میکنم!

از نقشی که اینجا بازی میکنی صحبت کن؟

نمیتوانم, چون خیلی خاص است!

باز هم یه بچه مثبت مثل پویا نظری؟

ای بابا! تو این گریم من را نگاه کن! دیگه از این بچه مثبتا نیستم  ضمن اینکه در فیلم ماهی کوچولو ها نقش یه بچه شر جنوبی هستم!(میخندد)

و بعد از این کار هم میرویم سر کار مهدی فخیم زاده؟

بله،من یکی دو ماه پیش با حاج اقا انصاریان تهیه کننده کار اقای فخیم زاده  قرار داد بستم.همیشه جزو ارزو های من بود که حد اقل یه فریم با اقای مهدی فخیم زاده کار داشته باشم.

از همبازیانت در فیلم عباس رافعی صحبت کن.

نقش مادرم را در این کار خانم ازیتا حاجیان  بازی میکنند . اقای حسین یاری نقش دایی من هستند و پدرم هم اقای امیر اقایی هستند.

بعد از ترانه مادری پیشنهاد سینمایی نداشتی؟

چرا اتفاقا داشتم , دقیقا همان موقع کار اقاب نعمت ا... به من پیشنهاد شد اما به خاطر اجرای ماه محبوب نتوانستم بروم.

از سال 1383 تا اواخر سال 1387 فکر میکردی این همه اتفاق و تحول در زندگی تو اتفاق بیفتد؟

اره, جدی میگویم!

این همه فارغ التحصیل تئاتر تو این مملکت هستن که برای هیچکدام اتفاق مثبت تا این حد رخ نداد!

بله, خیلی ها هم به من پیشنهاد میدادند که به جای مهندسی مکانیک برو هنر بخوان  که با  شرایط کاری تو همخوانی داشته باشد گفتم من کل تفکراتم محاسباتی و عاشق مکانیک هستم.اوایل داستان زیاد امید نداشتم اما همان زمان تئاتر  میدیدم من چقدر نسبت به بچه های دیگر بیشتر و بهتر فعالیت میکنم و به خودم امیدورام میشدم و من دقیقا از سال 1385 بود که احساس کردم رشد کردم.

 با برنامه استانه شناخته شدی و تقریبا هرجا که میرفتی میشناختند تورا.

بذار یه جریان جالب برات تعریف کنم من خیلی تئاتر شهر میرفتم . ماشین رو تو بولوار کشاورز میذاشتم و پیاده به سمت تئاتر شهرو خیابان ولیعصر می امدم.(چون خیابان یه طرفه بود) اوایل راستشو بخواهید یه جورایی عرض اندام میکردم تا مردم منو ببینن و بشناسن ! وقتی که شناخته میشدم خیلی کیف میکردم (میخندد) اما حدود دی ماه کم کم از این که خیلی با انگشت نشان داده میشدم خجالت میکشیدم واقعا از هر 10 نفر 8 نفر مرا نشان میدادند ,دوست نداشتم مرا یه عنوان یه مجری نشان دهند من خودم رو یه بازیگر میدونستم.

مدرک مکانیکی سیالات را میخواهی چه کنی؟

فعلا که در حال درس خواندن هستم من چهار پنج سال دیگر منحصرا مهندسی را ادامه خوام داد.

یعنی بازیگری را رها میکنی؟

صد در صد.

تا این حد مطمئن نباش.

باور کن!

خیلی ها گفتن و نشده.

اگر هم نشود...خلاصه ماباید یه نقطه ی مبهمی واسه خودمون ایجاد کنیم من به این حرفه(بازیگری)به عنوان سرگرمی نگاه میکنم .این جمله ی من به خیلی ها برخورد . اما منظور من این بود که ایده ال من مهندسی است.

الان درس میخوانی یا اساتید لطف میکنن و نمره میدن؟

راستشو بگم نمینویسی؟

بنویسم یا ننویسم؟!

نه بابا, ننویس!

تو بگو خیالت راحت.

لطف دارند و به من نمره میدهند راستی یه خاطره دارم تا یادم نرفته میخوام تعریف کنم اشکال نداره؟

چه اشکالی؟! تعریف کن؟

من خیلی به کلاس های اقای پسیانی علاقه دارم کلی گشتم و کلاس ایشون رو پیدا کردم اما ایشون بعد دو جلسه منو اخراج کردن!

چرا؟! مگه اتفاقی افتاد؟

کلاس های ایشان پر شده بود ولی من با هزار امید رفته بودم خود اقای پسیانی هم ناراحت میشوند که من این قضیه را همه جا تعریف میکنم . من از ان اتفاق خیلی ناراحت شدم.

دوست نداری یه دوره حرفه ای بازیگری را بگذرانی؟

من هیچ تحصیلاتی راجع به بازیگری ندارم .هیچ تلاشی نمیکنم از این بیشتر شوم چون دغدغه ی من این نیست! همین که هستم , محسن افشانی.

غیر از تحصیل و بازیگری اوغات فراغت تو چگونه میگذرد؟

یه زمانی مدیر فرهنگی یه مجموعه بودم که استعفا دادم , به لطف دوستان  تربیت بدنی , سازمان میروم.

چه ورزشی؟

شنا و بدنسازی.

اهل فوتبال نیستی؟

فوتبال روی چهره ی بازیگر خیلی اثر میگذارد!

علاقه ای هم به تماشای فوتبال نداری؟

چرا, من طرفدار پروپاقرص پرسپولیس هستم.

به موسیقی هم علاقه داری؟

سر برنامه ی بوم سفید بسیاری ار ترانه ها را خودمان (من و کیوان و عباس) میخواندیم!

به نظر خودت محسن افشانی میتواند خواننده خوبی باشد؟

(میخنند) خودم قبول دارم که صدایم خوب نیست! از صدای خودم خوشم نمی اید.

چه موسیقی گوش میکنی؟

از همین رپ ها و جوان ها که همه گوش میکنن! من مدل خواندن محسن نامجو رو خیلی دوست دارم سنتی هم گوش میکنم, کار های اقای افتخاری رو هم دوست دارم.

عید ممکن از مجری برنامه ای باشی؟

پیشنهاد دارم اما نمیروم . اصلا برنامه ذاخلی اجرا نمیکنم , فکر میکنم به عنوان مهمان برنامه در کاری حضور داشته باشم. احتمال دارد دوازده سیزده روز مسافرت باشم البته اگر افیش کار نباشم.

دوست داری تعطیلات نوروز کجا باشی؟

تهران پیش خانواده ام , چند ساله که انها هم به خاطر من به مسافرت نمیتوانند بروند.مثلا شب یلدا هم پیش خانواده ام نبودم.

خودت کی قرار است صاحب خانواده شوی؟

(کمی خجالت میکشد) سال 1393

چرا؟

چون 25 سالگی برای من محترم است و بابام قرار است کت شلوار دامادی تنم کند.

تو فرد خاصی را برای زندگی مشترک هنوز در نظر نگرفتی؟!

چه خوب! اولین جایی است که از این سوال ها از ادم میپرسند! نه هنوز گزینه ای برای ازدواج ندارم.

بهترین عیدی که تاحالا گرفتی؟

یه بار از بابام یه تراول 50 هزار تومانی گرفتم.

خیلی ها فکر میکنن تو با سیاوش خیرابی مشکل داری و خوب نیستی!!!

واقعا؟! تا بحال اینو نشنیده بودم!

البته فکر نمیکنم نشنیده باشی!

باور کنین نشنیده ام. راست میگن این نشریات خودشون تو کار حاشیه هستند!

اما تو از ابتدای کار از سیاوش به عنوان دادش یاد کردی؟

واقعا من سیاوش را به اندازه ی داداشم دوست داشتم و هرکجا که مارا میدیدند میگفتن شما چقدر باهم خوب بودین!

دوست داری دوباره باهم همبازی شوید؟

اره, اما بعد تر دوست ندارم ان کار در ذهن مردم تداعی شود.

با کدام کارگردانان دوست داری کار کنی؟

افتخار میکنم که با اقای فخیم زاده کار میکنم, با اقای بیضایی ,اقای حاتمی کیا, اقای مهرجویی, اقای کیا رستمی و ....

فکر میکنی در بازیگری انقدر قدرت داری که برای بازی در کار این بزرگان دیده شوی؟

خیلی ها پرسیدند که چطور جلوی خانم روستا , اقای حکیمی , خانم گودرزی و .... کم نیاوردی؟ واقعا من در کنار ان ها کار یاد گرفتم و اعتماد به نفس هم دارم من اعتبار و افتخارم را از کار کنار این بزرگان بدست اوردم.

فکر میکنی نقطه ضعف محسن در بازیگری چیست؟

من هیچگاه از بازی خودم راضی نیستم ! همیشه توقع بیشتری از خودم دارم.

کار کدام بازیگر برای تو الگوست؟

من واقعا الگو برداری نمیکنم ولی بازی حامد بهداد را خیلی دوست دارم.

و در دنیا؟

براد پیت.

نقطه ضعف محسن افشانی در زندگی شخصی؟

زود از کوره در میروم و عصبانی میشوم. معمولا در مقابل نا حقی ها عصبانی میشوم , بیشتر در حق دیگران , باور کن!

معروف شدن تو در زندگی خانوادگی هم تاثیر گذاشته؟

خانواده ام افتخار میکنند و من هم خوشحال هستم که باعث سربلندی خانواده ام هستم.

تو فقط یه خواهر بزرگتر داری اونم تو همین حرفه فعالیت میکند؟

خیر, اون مترجمی زبان میخواند و سال اخر دانشگاه است.

برنامه ی تو برای سال 1388 چیست؟چه میکنی که هرچه در امسال بدست اوری را حفظ کنی و از دست ندهی؟

این خیی سوال خوبی است! به دست اوردن این موقعیت لطف خدا بود و سخت نبود , اما حفظ آن سخت است خدا لطف کرد و من سیاوش جایگاهی پیدا کردیم من اعتقاد زیادی به لطف خدا و پیشرفت پله پله دارم خدا به من رو کرد و بی وجدانی است اگر بخواهم در زندگی اورا فراموش کنم , تلاش من و پشتیبانی خانواده ام هم در این مسیر بی تاثیر نبوده است اما حفظ کردن این ماجرا به خود من بر می گردد! ادم  خودش باید خودش را در این شرایط محدود کند , هیچکس نمیتواند مرا محدود کند جز خودم , من دیگر نمیتوانم چون سال های گذشته در عروسی اقوام نزدیکم شرکت کنم , خیلی زود ان اتفاقی که شما خبر دارید با گوشی دوربین ها رخ میدهد و .... به هر حال یه بازیگر شناخته شده باید بسیار محترم رفتار کند و رفتار های گذشته ی خود را اگر درست نبوده تعدیل کند. زیرا که او زیر ذره بین است , من سعی کردم شخصیت خودم رو بسازم حس میکنم یه خورده مرد شده ام , من باید امروز مراقب راه رفتنم هم باشم!

و نوروز سال 1388؟

بعد ز ان دعای سال تحویل دعا میکنم که مردم هیچکجا لطف خدا رو نادیده نگیرند , ازخدا میخواهم همیشه پشتیبان من و همه ی جوان تر ها باشد! امیدوارم در سایه ی الطاف حضرت مهدی (عج) همه ی مردم عزیز کشورم در سال نو خرم شاد و سرحال باشند.

*

*

*

*

یه سری عکسم از محسن جووووووووون تو ادامه مطلب هست:::

خب بچه ها عید خوبی داشته باشید بهتون خیلی خوش بگذره مواظب خودتون باشید هاااااااااااا اجیل و شیرینی و هله هوله زیاد نخورید هاااااااااااا منتظر نظرای قشنگتون هستم.....!

قربون همتون *غزل*

نوشته شده توسط :غزل | لينک ثابت |87/12/25|



موضوعات

لینک دوستان

عاشق هميشگي (آقا اشكان)
عسل جون
سپیده جون
باهالطرین وبلاگ یه لوتی
غمكده تنهايي (شبگرد)
پانیذ جون
سایه جون
ساغر جون
كوروش خان (بچه بوشهر)
نوجوون ایرونی
رویای آقا مجید
سارا جون
فرزانه جون
سما جون
هنگامه جون
هیوا جون
باران جون
آرامش و هستی جون
پارمیس جون
بهنوش جون
فروغ جون
مارال ام.اس.اچ(محسن افشانی عسیسم!)
مهدیه و وجیهه و ساناز جون
الناز جون
سحر و سپیده جون
سابرینا جون
شیرین جون
راحیل جون
مهدیه جون
مهسا جون
تبسم و پارمیدا جون
شهرزاد جون (حمایت از داداش سیاوش!)
مژگان و پریناز جون (ما2تا)
نسیم جون
مرسده و ساناز جون
پریا جون
تبسم جون (تنهایی)
رها جون
به یاد کوروش بزرگ
رادیو کودک و نوجوان
زهرا جون
بوم سفید بهترین برنامه دنیا
سعیده جون
سیاوش خیرابی(شهرزاد جون)
آرزو جون
پریا جون2
مرجان جون
**ما2تا**
طناز جون
وجیهه جون
ستایش جون
اگه نیای ضرر کردی!
فروشگاه شاپ ها
قالب وبلاگ- آموزش فتوشاپ


آرشیو دفتر

شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387


نویسنده وبلاگ :

غزل

آمار سایت
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

کد های جاوا


Copyright by © www.TakTemp.com & www.shophaa.com & www.j28.ir